محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2528

تاريخ الطبرى ( فارسي )

تاريكى نماز كند . آنگاه با كسان سوى مردم شام رفت و به آنها حمله برد و چنان بود كه جنگ آغاز مىكرد و سوى آنها حمله مىبرد و چون او را مىديدند به مقابله مىآمدند . زيد بن وهب جهنى گويد : صبحگاه چهارشنبه على به طرف شاميان رفت و چون مقابل آنها رسيد گفت : « خدايا ، پروردگار سقف بلند محفوظ مصون كه آن را گذرگاه شب و روز كرده اى و معبر آفتاب و ماه و منزلگاه ستارگان را در آن نهاده اى و جمع فرشتگان را در آن جا داده اى كه از عبادت خسته نمىشوند ، و پروردگار اين زمين كه آن را مقر كسان و حشرات و حيوانات بىشمار مرئى و نامرئى از مخلوق با عظمت خويش كرده اى ، و پروردگار كشتى كه به دريا بسود مردم روان است ، و پروردگار ابر كه آن را ميان آسمان و زمين نگهداشته اى ، و پروردگار درياى پر آب كه بر عالم احاطه دارد ، پروردگار كوههاى استوار كه آن را ميخهاى زمين و تمتع مخلوق كرده اى ما را بر دشمنان غلبه ده و از تعدى بدور دار و بر حق استوار دار ، اگر آنها را بر ما غلبه مىدهى شهادت نصيب من كن و باقيماندهء يارانم را از فتنه محفوظ دار . » گويد : روز چهار شنبه كسان بيامدند و همه روز تا شب به سختى جنگيدند كه جز براى نماز از جنگ باز نمىماندند و كشته از دو طرف بسيار شد ، هنگام شب از هم جدا شدند و غلبه با هيچكس نبود . گويد : روز بعد على نماز صبحگاه پنجشنبه را در تاريكى با كسان خواند آنگاه سوى مردم شام رفت و چون آمدن وى را بديدند با سران خويش به مقابله آمدند . عبد الله بن بديل بر پهلوى راست سپاه على بود و عبد الله بن عباس بر پهلوى چپ بود . قاريان عراق با سه كس بودند : عمار بن ياسر و قيس بن سعد و عبد الله بن بديل . كسان با پرچمهايشان بودند و در جاهاى خويش . على با مردم مدينه در قلب ، ما بين مردم كوفه و مردم بصره جاى داشت . بيشتر مردم مدينه كه با وى بودند از انصار بودند ، از مردم خزاعه و كنانه و مردم مدينه نيز ، بجز انصار بسيار كس با وى بودند از انصار بودند ، از مردم خزاعه و كنانه و مردم مدينه نيز ، بجز انصار بسيار كس با وى بودند ، آنگاه با جمع سوى